هدف از پژوهش حاضر، آسيب‌شناسي راهبردهاي ياددهي– يادگيري در آموزش‌هاي رسمي از ديدگاه دبيران و دانش‌آموزان دبيرستان‌هاي شهر اصفهان مي‌باشد. در اين پژوهش به لحاظ ماهيت موضوع و اهداف پژوهش از روش توصيفي- پيمايشي استفاده شده است. جامعه آماري اين پژوهش، شامل کليه دبيران و دانش­آموزان دبيرستان­هاي شهرستان اصفهان مي­باشد که در سال تحصيلي(86-85) در مناطق پنج‌گانه و منطقه جي مشغول به تحصيل بودند؛ و جمعيت آن‌ها به ترتيب (8097) و(140250) نفر مي‌باشد. از اين تعداد با استفاده از فرمول حجم نمونه و در نظر گرفتن ميزان افت آزمودني، نمونه آماري براي دو گروه به ترتيب (110) و (240) نفر برآورد شد. سپس با جدا كردن پرسشنامه‌هاي مخدوش، نمونه آماري در دبيران 95 و در دانش‌آموزان 206 نفر به دست آمد.

افراد نمونه مذكور با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌اي و تصادفي طبقه‌اي انتخاب شدند. براي جمع‌آوري اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. پرسشنامه­ شامل (59) سؤال بسته پاسخ بر مبناي مقياس درجه­بندي ليکرت و يک سؤال باز پاسخ بود. پايايي پرسشنامه براي دبيران و دانش آموزان توسط محقق با استفاده از آلفاي كرونباخ به ترتيب (99/0) و(98/0) محاسبه گرديد. هم‎چنين جهت تعيين روايي پرسشنامه از روايي وابسته به محتوا استفاده شد. به منظور تجزيه و تحليل داده‌هاي حاصل از پژوهش، با استفاده از برنامهنرم‌افزاري spss، از آمار توصيفي و استنباطي استفاده شده است.

نتايج پژوهش نشان مي‌دهد: نمرات مؤلفه‌هاي سه‌گانه پژوهش از نظر دبيران و دانش‌آموزان داراي توزيع نرمال است و ميزان آسيب‌هاي روش‌هاي تدريس و روش‌هاي ارتباطي و ارزشيابي بيش از سطح ميانگين فرضي(3) مي‌باشد. همچنين، بين ميزان آسيب‌هاي سه‌گانه‌ي مذکور از نظر دبيران تفاوت معناداري وجود ندارد؛ ولي از نظر دانش‌آموزان تفاوت معنادار وجود دارد. دانش‌آموزان بيشترين آسيب را مربوط به روش‌هاي ارزشيابي و کمترين آسيب را مربوط به روش‌هاي تدريس مي‌دانند؛ و بين نظرات دبيران و دانش‌آموزان و همچنين بين نظرات دبيران مرد و زن در خصوص فرايند ياددهي- يادگيري تفاوت معناداري وجود دارد(05/0≥P). ولي چنين تفاوتي بين دبيران با مدرک‌هاي تحصيلي ليسانس و فوق ليسانس و دانش‌آموزان دختر و پسر و دانش‌آموزان بر حسب پايه‌هاي تحصيلي مشاهده نشد.

کليد واژه ها: آسيب شناسي، تدريس، يادگيري، ارتباط، ارزشيابي